Home / آموزش / روانشناسی بازارها / روانشناسی معامله گری؛قسمت دوم (خواندن احساسات از روي تصمیمات معامله گری)
روانشناسی معامله گری؛قسمت دوم (خواندن احساسات از روي تصمیمات معامله گری)

روانشناسی معامله گری؛قسمت دوم (خواندن احساسات از روي تصمیمات معامله گری)

روانشناسی معامله گری؛قسمت دوم (خواندن احساسات از روي تصمیمات معامله گری)

روانشناسی معامله گری؛قسمت دوم (خواندن احساسات از روي تصمیمات معامله گری):فرقی نمی کند که در مقاله خوانده باشید

یا در تالارهاي گفتگو ، به هر حال هر معامله گري می داند که روانشناسی اثرات بزرگی روي عملکرد معامله گري اش دارد.

با این وجود احساسات از راه هاي بسیار پیچیده اي تصمیمات معامله گري مارا تحت تاثیر قرار می دهند و در نگاه اول چندان واضح به نظر نمی رسند.

روانشناسی معامله گری؛قسمت دوم (خواندن احساسات از روي تصمیمات معامله گری)

شاید فکر کنید ناخن جویدن ها، عرق کردن ها، دستبر هم مالیدن هاي از روي خوشحالی، همه علائمی از احساسات در معامله گري هستند ،

اما در این کتاب ایده هاي ارزشمند جدیدتري را بدست خواهید آورد.

در ادامه براي شما تشریح خواهیم کرد که چگونه می توان احساساتی که معامله گري شما را

تحت تاثیر قرار می دهد را خواند و چگونه می توانید بر اثرات منفی اي که از دل این احساسات بیرون می آید

و موجب اشتباهات معامله گري می شود ،غلبه کنید.

” با وجود اینکه همه معیار ها براي ورود مناسب بود، منموقعیت انجام معامله را از دست دادم.”

معامله گران بی تجربه و یا معامله گرانی که در جریان باختها (باختهاي پشت سرهم)

قرارگرفته اند رفتارشان شبیه گوزنی استکه کنار جاده ایستاده

و بدون هیچ حرکتی مبهوتبه چراغ ماشینی که دارد به او نزدیکمی شود زل زده است.

قطعی ترین علامتی که نشان میدهد ترس دارد تصمیمات معامله گري شمارا کنترل می کند این است که ،

با وجود اینکه براي یک معامله پلن و برنامه دارید

و ستاپ را کاملا واضح جلوي خودتان میبینید، اما هنوز به معامله شک دارید

و نمی توانید دکمه ورود به معامله را فشار دهید.

اگر متوجه شدید که دارید مدام فرصتهاي معاملاتی را از دست می دهید،

در حالیکه تمام آنها شرایط شما را براي ورود داشته اند، شما باید ریسکتان را کاهش دهید.

از بین بردن امکان به خطر انداختن پول و کاهش سطح ریسک سرمایه به مقداري کمتر،

معمولا به شما کمک می کند تا اشتباهات معامله گري مبتنی بر ترسرا کاهش دهید.

و پس از آنکه اعتماد به نفس لازم را بدست آوردید و به استراتژي معاملاتی تان اعتماد کردید

آن وقت می توانید آهسته آهسته اندازه پوزیشن در معاملات را افزایش دهید تا به حد تحمل خودتان دست یابید.

همچنین قوانین خود براي ورود به معامله را مکتوب کنید و به صورت یک چک لیست قبل از ورود به معامله آنها را یک به یک چک کنید،

این کار نیز کمک می کند تا ترس از ورود به معامله را از بین ببرید.

چرا باید در این معامله این همه ضرر کنم؟ معامله يِ خیلی خوبی بنظر می رسد

زمانی که خودتان را در ضرر زیاد و قابل توجهی به خاطرِ یک یا چند معامله يِ محدود می بینید اثر متضادي وارد بازي می شود.

اگر شما درباره کیفیت سیستم معاملاتی تان دچار خوشبینی مفرط باشید،

احتمالا بیشتر دوست دارید تا به صورت غیر معمول از پوزیشن هاي بزرگتري استفاده کنید و

حواستان به این نکته نیست که معامله ها ممکن است شکست هم بخورند.

از این گذشته، معامله گرانی که حساب معاملاتی کوچکی دارند،

بیشتر احتمال دارد تا در یک معامله اقدام به درصد بالایی از ریسک نمایند تا بخیال خود حساب معاملاتی شان بسرعت رشد دهند.

در این سناریو احساسات غالب عبارتند از طمع مخلوط شده با اعتماد بنفس بیش از حد و نادانی،

که بسیار ترکیب کشنده اي است. بهترین کاري که می توانید بکنید کاهشِ سایزِ معامله براي جلوگیري از اُفت زیاد سرمایه است.

صرف نظر از اینکه ستاپ چقدر می تواند خوب باشد ، حداکثر سطح مدیریت ریسک را رعایت باید کنید و ازآن عبور نکنید.

 

“بنظرم قیمت داره بر میگرده، حد ضرر را فقط کمی دورتر میکنم، جاي نگرانی نیست ستاپ خوبی است.”

 

این جمله معمولا ، ادامه مورد قبلی می باشد

زمانی که معامله گران بر این باورند که ستاپ،

خوب تر از آنستکه بخواهدشکستبخورد، بیشتر دوست دارند که یک دلیلی پیدا کنند

تا با دورتر کردن سفارش حد ضرر و یا افزودن به سایز پوزیشن در جهت خلاف حرکت قیمت(افزودن به ضرر) و یا بکل برداشتن حد ضرر،

از شناسایی ضرر در معامله اجتناب کنند.

شما هم زمانیکه خودتان را در موقعیت مشابه ببینید ،

اقدام به معامله بر مبناي امید و جهل می کنید.

در چنین مرحله اي شما کاملا پلن معاملاتی تان را فراموش کرده

و تنها دلیلی که باعث می شود هنوز در معامله بمانید این است که امیدوارید که قیمت تغییر جهت دهد و شما ازضرر بیرون بیایید.

هر وقت خود را در چنین موقعیتی دیدید، فورا معامله را ببندید تا بتوانید موقعیت را بدون تعصب ارزیابی کنید.

 

“معامله يِ خیلی خوبی بنظر می رسید، فکر نمیکردم قیمتاین قدر زود تغییر جهت دهد.”

 

علامت قطعی اي که نشان از تاثیر طمع بر تصمیمات معامله گري شماست زمانی است

که علیرغم اینکه قیمت به سطح حد سود شما رسیده است،سود را برداشت نمی کنید.

اگر چه امکان دارد که در یکیا چند معامله با این تفکر به سود بیشتري برسید،

اما آنچه که در عمل اتفاق می افتد اینستکه شما مدام سود هایتان را پس می دهید

و بردهایتان را قطع میکنید و متاسفانه در دراز مدت این کار باعث می شود که یک سیستم معامله گري برنده تبدیل به یک سیستم بازنده شود.

کاري که باید بکنید اینست:

همیشه به پلن معاملاتی اي که قبل از ورود به معامله داشتید وفادار بمانید و در زمان معامله گري به وسوسه طمع در ذهن خودگوش ندهید.

ادامه دارد…

 

روانشناسی معامله گری؛قسمت اول (شش احساس غالب در معامله گری)

About admin

Check Also

۱۰ اصل سرمایه‌گذاری

۱۰ اصل مهم سرمایه‌گذاری

۱۰ اصل مهم سرمایه‌گذاری : یکی از مسائلی که لازم است هر فرد قبل از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *