Home / آموزش / روانشناسی بازارها / روانشناسی معامله گری؛قسمت سوم (۱۸ تعصب که باعث شکست در معمله گری می شود)

روانشناسی معامله گری؛قسمت سوم (۱۸ تعصب که باعث شکست در معمله گری می شود)

روانشناسی معامله گری؛قسمت سوم (18 تعصب که باعث شکست در معمله گری می شود)

روانشناسی معامله گری؛قسمت سوم (۱۸ تعصب که باعث شکست در معمله گری می شود)

مغز انسان یکماشین جذاب استو به ما اجازه میدهد تا کارهاي زیادي را به صورت هم زمان بدون

اینکه نیاز باشد به همه انها فکر کنیم ، انجام بدهیم.شما میتوانید

رانندگی کنید ، همزمان یک بحث پیچیده سیاسی پشت تلفن انجام دهید ، ساندویچ بخورید ،

حواستان بدخترتان که در صندلی عقب هست هم باشد، و همه اندام هاي داخلی تان هم که

از مغز دستور میگیرند هم کارهایشان را درست انجام دهند. همه يِ اینها بدون هیچ زحمتی و بدوندخالت آگاهانه ی انسان انجام می شود.

همه ی این توانایی ها به این خاطر ممکن هستند که مغز از میانبرهایی براي پردازش خودکار داده و

اطلاعات استفاده میکند. اما متاسفانه این میانبرها همیشه به نفع ما کار نمی کنند ، و بخصوص معامله گري و سرمایه گذاري

نیاز مند تنظیمات مهارتی و روشهاي تفکر دیگري است.

 

روانشناسی معامله گری؛قسمت سوم (۱۸ تعصب که باعث شکست در معمله گری می شود)

خودکار بودن تفکر و تصمیم گیري از طریق تعصبات روانی یا ذهنیت صورت می گیرد.در اینجا فهرستی از ۱۸ تعصب شایع تهیه کرده ایم

که نشان میدهد چگونه تصمیمات معامله گري ما را تحت تاثیر قرار میدهند.

چگونه معاملات را تحت تاثیر قرار می دهد. معنی … میانبر ذهنی
معامله گران تاکید بیشتري بر معاملات اخیرشان دارند و اجازه می دهند نتایج

بدست امده اخیر در تصمیمات معامله گري شان مداخله کند

مردم احتمال یک رویداد را بر اساس سهولت به یاد آوردن آن، تخمین میزنند

 

دسترسی

استفاده از ابزارها و مفاهیم معامله گري بیشتر جهت تحلیل قیمت می تواند باعث تضعیف اهمیت محركهاي تصمیم گیري شود داده هاي بی ربط داده هاي مرتبط دیگر را تضعیف می کنند

اثر رقیق سازي

معامله گران دچار سوء تفسیر در تصادفی بودن پدیده ها شده و

معتقدند که بعد از سه معامله بازنده، احتمال یک معامله برنده بالاتر

است، در حالیکه احتمال وقوع پدیده ها بر مبناي نتایج گذشته تغییر نمی کند.

 

افراد معتقدند که احتمالات باید در کوتاه مدت همدیگر را پوشش دهند.

سفسطه ي قمار بازان

در مورد ورود به معامله ، افراد کل چارت و تحلیل خود را بر مبناي

قیمت ورود تنظیم میکنند ، و توجه چندانی به تصویر کلی بازار ندارند

اهمیت دادن بیش از حد به ، اولین قسمت در دسترس اطلاعات

لنگر انداختن

معامله گران اغلب فرضیات خود در مورد دقت سیستم معامله گري

شان را بر مبناي چند معامله يِ محدود شکل می دهند، و یا پارامترهاي

معامله گري خود را پس از چند معامله بازنده تغییر می دهند.

 

درك اختلاف بین اندازه يِ نمونه هاي بزرگ با کوچک

عدم حساسیت به اندازه يِ نمونه

معامله گران دیگر سراغ بازارها و ابزارهاي مالی اي که در آنها شکست

سنگینی را تجربه کرده اند نمی روند، حتی اگر شکست بعلت خطاي خود معامله گر بوده باشد.

اجتناب از تماس با افرادي که در تماس قبلی آلوده بوده اند

ذهنیت مسري(واگیر)

افراد با نگاهی به معاملات در گذشته و بررسی اینکه چرا شکست خورده اند،

به نتایجی می رسند که درآن زمان چنین برداشتی نداشته اند

ما رویدادهایی را که در حال حاضر دارند رخ میدهند را محتمل تر می دانیم

که در گذشته هم رخ داده باشند

ادراك

معامله گران معتقدند که وقتی در جریان برد قرار میگیرند(بردهاي پشت سر هم)،

معامله گري آسان تر می شود و آنها   می توانند حس کنند که بازار به کدام سمت می خواهد برود

پس از موفقیت در یک رویداد تصادفی، موفقیت دیگر نیز احتمالش بالاست

سفسطه يِ دست داغ

معامله گران به معاملات بازنده نگاه میکنند و فقط می بینند که

حداکثر در چه میزان سود بوده اند، اما کاري به مشکلی که بعد

ازآن بوجودآمده ندارند. در واقع در باختها معامله گران بیشتر

تاسف می خورند که چرا سود هاي حرکت قیمت را برنداشته اند

تا اینکه تاسفبخورند چرا اینقدر ضرر کرده اند و ضرر را در پول

در نیاوردن می بینند تا درضرر نکردن

افراد نسبت به یک رویداد بر مبناي احساسشان در اوج آن رویداد ، قضاوت میکنند

قانون اوج کار

قیمتی که شما بخاطرش با اختلاف کمی به حد سود نرسیده باشید ، یا معامله اي که شما به خاطر چند پیپ استاپ خورده باشین، از سایر شکستهاي معاملاتی دردآور تر است افراد زمانیکه یکرویداد را بخاطر مقدار کمی از دست داده باشند، تاسف بیشتري می خورند.

ذهنیت شبیه سازي

معامله گران زمانی که مطمئن نباشند چه باید بکنند بیشتر به دنبال توصیه سایر معامله گران هستند،حتی اگر استراتژي معاملاتی سایرین کاملا با آنها متفاوت باشد افراد زمانی که مطمئن نیستند که چکار کنند، نگاه می کنند بقیه مردم چه میکنند

دلیل اجتماعی

معامله گران معاملات در سود را خیلی زود می بندند بخاطر اینکه ارزش سود موجود فعلی برایشان از ارزش سود بزرگتر در آینده بیشتر است.

 

افراد اقدام به تصمیم گیري بر اساس نحوه يِ به نظر رسیدن موضوعات میکنند. سود خیلی ارزشمند تر از ضرر است و یک سود مطمئن هم خیلی ارزشمند تر از سود بزرگتر احتمالی است

چارچوب سازي

افزودن به معامله يِ بازنده بخاطر اینکه شما در آن سرمایه گذاري کرده اید، حتی اگر دلیلی براي اینکار وجود نداشته باشد. ما در یک چیز سرمایه گذاري می کنیم فقط به خاطر اینکه قبلا هم درآن سرمایه گذاري کرده بوده ایم

غرق شدن

معامله گران در باره سطح تجربه و مهارت شان دچار قضاوت اشتباه

هستند. و معامله گرانی که مدام می بازند این را تقصیر خود نمی دانند.

 

افراد در انجام کارها بر خلاف سطح مهارتی شان از اعتماد بنفس بالاتري برخوردارند

اعتماد بیش از حد

روانشناسی معامله گری؛قسمت اول (شش احساس غالب در معامله گری)

روانشناسی معامله گری؛قسمت دوم (خواندن احساسات از روي تصمیمات معامله گری)

About admin

Check Also

۱۰ اصل سرمایه‌گذاری

۱۰ اصل مهم سرمایه‌گذاری

۱۰ اصل مهم سرمایه‌گذاری : یکی از مسائلی که لازم است هر فرد قبل از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *